فردی علاقمند به کسب توانمندی و افزایش مهارتهای بازاریابی و فروش می باشم. در زمینه طراحی سایت، ارائه سرویس های تجارت الکترونیکی و نرم افزارهای تجاری روز فعالیت می کنم. مایل به توسعه ی روابط حرفه ای و پیداکردن دوستان خوبی مثل شما هستم.
درود. سوال عجیبی کرده اید . یاد موضوع انشای دوره راهنمایی افتادم . علم بهتر است یا ثروت؟ بین دو آیتم مهم انتخاب، بسیار سخت است مثل اینکه شما مجبور باشید بین یک جفت کفش یک لنگ را انتخاب کنید. البته من شخصا معتقدم اگر به طور مطلق مجبور به انتخاب یکی از موارد باشم قطعا هوش را انتخاب می کنم چون باهوش سرشار می شود تجربه را کسب کرد!
اسم کوتاه داشته باشید تا زود بخاطر سپرده شود. از اونجایی که همه میدونیم موقع ثبت شرکت شرطش اینه که چند سیلابه باشه، میتونید حروف اول اسم شرکت رو باهم ترکیب کنید و با کمی خلاقیت یه چیز قشنگ ازش دربیاری که هم زود حفظ بشه و هم واقعا قشنگ باشه. نمونه کار من : اسم شرکت: شرکت تبلیغاتی طنین الماس شهر (الماس و طنین و شهر چه ربطی به هم/ و تبلیغات دارن من نمیدونم). تبدیلش کردم به تاشا ادز. ( Tasha Ads) مخفف حروف اول اسم طنین الماس شهر. فقط به جا ط از ت استفاده کردم تا در کارهای گرافیکی و لوگو، دست گرافیست بازتر باشه.
ضروری نیست کارت ویزیت رو با تصویرهای زیبا و شعار و غیره تزئین کنید. اگر شرکت شما هنوز شعار و تصاویر ثبت شده ی حرفه ای خودش رو نداره پیشنهاد می کنم کارت ویزیتتون رو با فونت های زیبا با اطلاعات تماس شرکت و پر کنید. آدرس ایمی و سایت+شماره ی دفتر و اسم شرکت. اپر هم دو رو خاستید بزنید همونارو به انگلیسی بزنید. نهایتا رنگ زمینه ی کارت و فونت رو باهم مچ کنید. به همین سادگی.
متخصص باید. شرکت شما باید متخصص یک، یا نهایتا دو کار باشه تا بتونه مثل سونی و مایکروسافت و بقیه شرکتای موفق موندگار بمونه. کار شما چیه؟ BBC میاد میگه من کارم اخبار هست، تو بازاریابی برم، اخبار بازاریابی رو میگم، تو کشاورزی برم، اخبار کشاورزی رو میگم و...، سونی هم میگه هرجا برم کار من الکترونیک هست و فرقی نمی کنه واسم. و در همون یک موضوع چنان تنوعی به خرج بدید که محدودیت تخصص رو پوشش بده. مثلا سونی درسته که فقط الکترونیکه، ولی در پزشکی، تکنولوژی، ماشین، موسیقی و ورزش، تلفن و... تنوع داره ولی در نگاه کلی اگه ببینیش، کارش الکترونیکه. مایکروسافت، هرجا بره نرم افزار کارشه.(شرکتای ایرانی رو دیدی؟ نمایندگی بیمه اس، کارت شارج میفروشه! تعمیر کار موبایل میذاره گوشه مغازه! شرکت اصلی مگه اعتراض می کنه؟ یا بانک که میخاد دفترچه راهنمای مشاغل برای شهر درست کنه!). متخصص باشید. درست کار کنید.
مستند فعالیت کنید. خسارت های ناحق زیادی بخاطر نداشتن سند و مدرک به شرکت ها وارد میشه. همه قضات دادگاههای کشور متخصص کارشون نیستند، اصلا طرف ممکنه متخصص کیفری باشه ولی اومده برای تنوع قضاوت حقوقی بکنه! چنین افرادی که کم هم نیستن نه بر اساس حقیقت، بلکه براساس چیزی که نوشته شده (اگه دروغ درومد هم در قانون میگن سند از شاهد هم بالاتره! پس باید کوتاه بیایی یا سند قوی تر رو کنی) قضاوت می کنن. در صورتی که سند حرفه ای دستت نباشه مجبور میشی فقط بزنی روی سرت و بگی همش تقصیر منه و... . سند داشته باش و مکتوب کار کن که سند، براش فرقی نمی کنه مال کدوم کشور باشی، سند سنده و کارتو راه میندازه. با سند و مکتوب کار کن.
جاذبه و دافعه. یک جاهایی باید بی رحم باشیم کارمند را با ... از شرکت بندازیم بیرون و یک جاهایی باید خوشدل و مهربان و دس به جیب باشیم. برای کارهایتان یک مسیر طراحی کنید و در این طراحی، جزئیات مسیر رو هم تعیین کنید. بطور مثال در ابتدای استخدام کارمند را از تمام چیزهای مورد نیازش مطلع و توجیه کنید ( توضیح نه، "توجیه" تا یاد بگیره درست کار رو انجام بده) و بعد مسئولیت را به او بدید. گام های بعدی رو به تناسب شرایط شغلی صنفتون بچینید و رفتار کنید. اگر خطا کرد: اخطار می دهید، هشدار می دهید، اخراج می کنیم( شغلتون چی حکم می کنه، همونطور باشید و اصلا نترسید که اینها تجربیاتی خواهد بود که طرف مقابل در زندگی کسب می کند و عذابی منتظر ما نخاهد بود)
بعضی ها چنان شرکتشان را مدیریت می کنن که گویی هیئت امنای مسجد هستن نه هیئت مدیریه یک شرکت. از کار مفید که اصلا خبری نیست و کارمندان بر اساس سلیقه و برای افزایش حقوق سر برج، هفته ای چند روز کاراشونو عصر انجام میدن تا اضافه کاری حساب شه و به 500 برسه! کارفرما هم میگه خب اینام عیال بارن دیگه بذار بخورن! مگه ما میگیم نخورن؟ کار درست اونه که با توسعه فروش شرکت و یا قدم برداشتن در مسیر اهداف شرکت خودشون رو با سازمان هماهنگ کنن و با این هماهنگ شدن، منافعی براشون ایجاد میشه که از ده ها اضافه کار پولش بیشتره.
اعتقادات مذهبی/شخصی را دخیل تجارت نکنید. اگر می خواهید تجارت موفقی داشته باشید، جیبتان همیشه پر باشد و شکایت های کمتری علیه شما بشود باید از اعمال سلیقه ی شخصی پرهیز کنید. با مطالعه و پیاده سازی روش های درست تجارت، می توان هم با خدا دوست بود و هم در بازار معتبر. در پست های بعدی موارد واقعی که شاید برای شما هم پیش بیاید صحبت می کنم.
همیشه به زبان ساده با مشتری حرف بزنید. لازم نیست برای نشان دادن اطلاعات علمی بالایمان از اصطلاحات قلمبه سلمبه استفاده کنیم. در عین رعایت احترام و اصول حرفه ای، سعی کنید به زبون ساده با مشتری حرف بزنید. چون در غیر این صورت مشتری فقط حرف شما رو تایید می کنه و کار مهم که "خرید کردن" هست رو انجام نمی ده. و تا فروشی صورت نگیرد، اتفاقی صورت نگرفته. بیان منافع محصول به زبون ساده و دوستانه، باعث تاثیر بهتر و اغلب، باعث فروش میشه.
مشتری شهرستانی، تبلیغات شما را دیده و برای خرید با شما تماس گرفته، بعد از کمی توضیح و شرح محصولات و خدمات می گوید فلان چیز را می خواهم اما نمی توانم حضوری به شرکتتون بیام. چگونه حرفه ای رفتار می کنید؟ چه می گویید؟
1. مشکلی نیست، براتون میفرستیم بعد از تحویل واریز کنید(چطور اعتماد می کنی؟)
2. نفر براتون میفرستیم. ( چون یک مورد خاص است پس صرف نمی کند وقت کارمندتان را بگیرید. چه راهکاری اتخاذ می کنید)
3. هر موقع اومدید این طرفا در خدمتون خواهیم بود.
4. ادای احترام می کنم و میگم قسمت نیست باهم کار کنیم.
5. تا زمانی که پول کامل دریافت نشه نمیتونیم براتون ارسال کنیم.
منطقی ترین راهی که هم مشتری را شکار کنیم. هم منافعمون رو از دست ندیم و مشکل ایجاد نشه چیه؟
آخه سوال اینجاس که عموما اینطور تصور میشه که شرکت های تازه تاسیس، تجربه ی کافی ندارند و هدف اصلیشون فروش و کسب درامد برای طی کردن روزهای سخت اولیه است. از این جهت سوال برام پیش اومد که " ایا ممکنه تاثیر سوء بیاره واسه شرکت" یعنی فروش نکنه هیچ، مشتریان هم نظر خوبی پیدا نکنن.
اين وب سايت توسط جديدترين سامانه اجتماعات مجازی طراحی شده است. عضويت در اين سيستم برای همه رايگان و آزاد است. شما مي توانيد با عضويت در اين سيستم عقايد و احساساتتان را با ديگران به اشتراك بگذاريد، ديگران را دنبال كنيد، گروه تشكيل دهيد و دوستانتان را به گروه خود دعوت كنيد. برای استفاده از امكانات وب سايت بهتر است با نام كاربری و رمزعبور خود وارد سايت شويد. درصورتی كه هنوز عضو نشده ايد مي توانيد از قسمت عضويت در سايت ثبت نام كنيد. دوستان خود را از طريق قسمت دعوت سيستم در وب سايت دعوت كنيد تا آنها نيز از اين اجتماع مجازی لذت ببرند. لحظات خوشی را براي شما آرزومنديم.
درود. سوال عجیبی کرده اید . یاد موضوع انشای دوره راهنمایی افتادم . علم بهتر است یا ثروت؟ بین دو آیتم مهم انتخاب، بسیار سخت است مثل اینکه شما مجبور باشید بین یک جفت کفش یک لنگ را انتخاب کنید. البته من شخصا معتقدم اگر به طور مطلق مجبور به انتخاب یکی از موارد باشم قطعا هوش را انتخاب می کنم چون باهوش سرشار می شود تجربه را کسب کرد!
1391/01/15 - 00:57با شما موافقم
1391/01/15 - 16:08