فروش جدای از اینکه انتقال اشتیاق است و زیبایی و بهتر بودن را به مشتری القا می کند، باید بر اساس رابطه و استدلال منطقی باشد.چون جدای از انتخاب احساسی ، منطق در نهایت توجیه کننده خرید کردن یا نکردن است....
ضمن تشکر بابت ارسال مطالب آموزنده جنابعالی من معتقدم به دلایلی که شما نیز اشاره فرمودین منطق نمیتواند تمام کننده خرید کردن یا نکردن در نظام حاکم بر بازار ایران باشد زیرا در این بازار سنتی کشور ما احساسات بیشترین حرف را در این مقوله میزند عامیانه میگویند مشتری عقلش به چشمش است پس ایتم های زیبائی و برخورد در همه فاکتورهای کالا , فوشگاه و فروشنده کاملا محسوس میباشد
خواهش میکنم.به واقع واقعیت های بازار با آنچه که حقیقت است و باید باشدتفاوت چشم گیری دارد.اگر برداشت های ما بر اساس وافعیت ها ی بازار باشد راحت تر میتوانیم بررسی وضعیت موجود کنیم.
گفتمان مشتری باید خودمانی تر و از منظر علم و تجربه باشد.من معتقدم می شود مشتری را کنترل کرد و به آن جهت داد...امروز زیبایی و احساس لوکس بودن به واقع مقاومت مشتریان را در برابر قیمت کمتر و کمتر می کند.
پس قبول دارین که بازار ایران بیشتر احساسیست تا منطقی ؟ اگر شرکتهای بزرگی همچون سامسونگ و ال جی در ایران موفق هستند چون در کنار واحد طراحی گروهی جامعه شناس نیز با آتها همکاری میکند و مصرف کننده ایرانی و یا هر بازراری رو انالیز میکنن و به تناسب ان محصول تولید میکنند البته ناگفته نماند کار بزرگ امکانات بزرگ میخواهد بعنوان مثال اگر به امریکا میگویند ابرقدرت به دلیل مسائل نظامی تنها نیست چون تمام ارکان ان از جمله فرهنگی ,اقتصادی, علمی , اجتماعی , ورزشی و ..... همه با هم رشد کرده ولی متاسفانه در کشور ما یک پای قضیه همیشه میلنگه و عمومان رو چند ایتم تمرکز دارند البته در بخش تولید و عرضه که کاملا محسوس و غیر قابل انکاره . بسته بندی خوبه ولی شو روم در اختیار شبکه توضیع نمیگذلرن . یا خدمات پس از فروش ندارن و یا وجه تمایز در مقابل رقبا در اختیار فروش نمیگذارند در هر صورت باید دید یوزر های کالا و خدمات رو از چه زاویه ای متوان اشتیاق به خرید داد در واقع شاید بتوان گفت بازار یابی جودوئی هم کار ساز تر باشه البته منو ببخشید نظرم رو گفتم وگر نه در محضر شما و اساتید درس پس میدهم
داشتم باخودم میگفتم: ما که چیزی حالیمون نشد نه به آمدنش و نه به رفتنش...خیلی سریع رخ داد.نگرانم شاید بتوانم باهاش مبارزه کنم...دنبال یه اسلحه خوب میکردم ...
تکرار با تکرار فرق می کنه.کاری را که شما انجام می دهید همه می دانند که شما نوشته اید تا آنها حتما بخوانند.واز نظر من باز می شود و خوانده می شود اما جنبه تبلیغاتی مفید نداردو حتی ممکن است برای دیگران بیان شود اما بی ارزش
man mokhalefam batavajo be noe tablighat va hajme da arze mahsolat noe negaresh va shore va etelat moshtari ziyad shode pas bayad bala raftane tavagho ro dar broz raftar haye agahane entezar dasht
اینو قبول دارم مشتریان امروزه آگاه و باشعورند و با توجه شناخت و تجربه و علم خودشان خرید میکنند ولی این رو هم در نظر بگیریم که افراد زیادی همان خدمت و محصول مشابه ما رو دارند چرا ازونا خرید نمیکنند درسته که کیفیت ، قیمت ، بسته بندی و.. تاثیرگذارند ولی به غیر اینا همان ارزش و حس خوشایندی که فروشنده میتونه با اخلاق خوب و زیبا میتونه به ایشون تزریق کنه خیلی مهمه.مثال خرید پوشاک وخرید یه دستگاه برای خط تولید رو در نظر بگیرید...
kamelan movafegham . injast ke ravanshenasi forosh karamadi khodesho neshon mide az zavie istadane moshtari az roye harekate daste moshtari ke baes mishe rezayateshro az barkhord .tozihat.va darke foroshande az khaste moshtari motavaje shod va barkhord monaseb va siyasate monaseb ro bekharj dad
باتشکر از ابراز نظرتون
واقعا درسته..میتونیم یه جوری دیگه به قضیه هم نگاه کنیم.وقتی که فروشنده با سوالات خودش به من کمک میکنه برای نیازی که دارم بهتر تصمیم بگیرم وو درنهایت به عنوان مشاور بهم پیشنهاد میده بهترین رو براساس نیازم انتخاب کنم و به همراه این پیشنهاد اخلاق خوب و سالم رو صادقانه به من عرضه میکنه.و حس زیبایی ، بهتر و عالی بودن رو به همراه این محصول به من کادو میده داره من رو راضی میکنه و من این رو دوست دارم ..
جناب رحیم زاده به عقیده من دیگه دوران اینکه کاسبای قدیم پیت حلبی رو بعنوان صندلی استفاده میکردن و تکه پوستی هم روش مینداختن گذشته . دیگه مغازه تبدیل شده به فروشگاه . از دیزاین مغازه تا پوشش و حتی ادکلن فروشنده مهم شده یعنی حرفه ای شده .پس فروش حرفه ای ابزار و رفتار و نگرش حرفه ای میخواد من مدتی مدیر فروش یک شرکت وارد کننده لوازم خانگی بودم هر چند وقت یک بار به بهانه برگزاری سمینار آموزشهایی به نمایندگانی که داشتیم میدادیم مثلا شو روم درست کنید مشتری از لمس کردن مثلا لباسشوئی که احساس خوشایندی پیدا میکنه محروم نکنید؛ خشبو بودن فروشگاه گرفته تا موسیقی در فروش تاثیر گذاره و اینا عواملی هستند که فروشنده میتونه از مشتری تایم بگیره چرا تایم بگیره ؟ که اولا بدونه مشتری چه خدمات و کالائی با چه ارزشی و چه شرایطی میخواد بعد بتونه با توجه به اون خواسته ها و توان خریدش یک استراتژی پیاده کنه و پیشنهاداتی بده و کالا و خدمات معرفی کنه . دونستن روانشناسی رفتاری کمک میکنه که شما بهتر برخورد کنید بعنوان مثال اگه مشتری اقای شما درحین صحبت های شما علارقم اینکه نشون میده به شما گوش میکنه ولی دستش رو به گوشش یا گردنش میزنه خسته شده و یا با حرفهای شما مخالفه ویا متوجه شده کالا و خدمات پیشنهادی شما با خواستش سازگار نیست در مورد خانومها مو وروسری رو دست میزنن در این موقع فروشنده حرفه ای میدونه که نهایتا 2 یا 3 دقیقه بیشتر وقت نداره که اوضاع رو سرو سامان بده و اگه مشتری روبروی کالای شما ایستاد یعنی بدنش بطور کامل بجز سر به سمت کالا بود و قیمت پرسید احتمال خریدش 90% و بالاست و اومده همون لحظه بخره و اگه 45 درجه ایستاد به زودی میخواد بخره .یک سری مشتری هارو که کاسب های سنتی پشت دری خطاب میکنن که به عقیده ایشان فقط قیمت میکنن من مخالفم چون فروشنده موفق کسیه که هر موقعیتی رو تبدیل به فرصت میکنه . به عقیده من فروشنده خوب مثل بازیکن نوک حمله در فوتباله . مگه هر بازیکن چنتا موقعیت گل زدن عالی داره ؟ بازیکنی حرفه ایونیه که فرصت سازی کنه و از فرصتهاش خوب استفاده کنه وگرنه تویه 90 دقیقه وقت قانونی گل نزنه تویه وقتها ی تلف شده با خطا .... میخواد هرجور شده جبران کنه فروشنده اگه از فرستهاش خوب استفاده نکنه زیاد حرف بزنه نگیره مشتری چی میخواد و غیره هنگام خروج مشتری دنبالش میره با خطا میخواد مشتری رو برگردونه و فاکتور بنوسه . مشتری وقتی از محیط ؛شخصیت و احترامی که در یک فروشگاه واسش قائل میشن راضی باشه اگه روزی هم بخواد کالایی بخره میاد همون فروشگاه با افتخار پیش خانوادش میگه اینجا بامن آشنا هستن . همیشه ضمن احترام به آقایان که پول رو پرداخت میکنن احترام خواصی برای خانم های که انتخاب کنندگان کالا هستندقائل بشین و بخصوص بچه ها رو دریابید که احترام به بچه ها احترام به والدینه داغ کردم دارم پر حرفی میکنم امیدوارم اساتید منو ببخشن
روانشناسی خوندم ، علاقه ام روانشناسی فروش و بازاریابی و تحقیق در مورد رفتار فروشنده و مصرف کننده است.شکر خدا موفق هم بودم . گفتمان کاری رو دوست دارم رو تحلیلی نیازها میشه به همدیگه نزدیک شد. ما یه شرکت بازرگانی در چین ، امارات و کردستان عراق داریم.تو این ضمینه میتونم همکاران کلینیک رو کمک کنم و نیاز به مشاوره ی خوب شما ها دارم در این ضمینه.
معتقدم فرصت های خوب برای فروش و بازاریابی به آهستگی از کنار آدم ها میگذره ، یه شم اقتصادی خوب میتونه آدم رو کمک کنه که اون رو بگیره ، یک رفتار خوب و زیرکانه میتونه این فرصت رو تبدیل به یه واقعیت کاری کنه.کاری که شدنی است.می شود آغاز کرد. بسم الله
اين وب سايت توسط جديدترين سامانه اجتماعات مجازی طراحی شده است. عضويت در اين سيستم برای همه رايگان و آزاد است. شما مي توانيد با عضويت در اين سيستم عقايد و احساساتتان را با ديگران به اشتراك بگذاريد، ديگران را دنبال كنيد، گروه تشكيل دهيد و دوستانتان را به گروه خود دعوت كنيد. برای استفاده از امكانات وب سايت بهتر است با نام كاربری و رمزعبور خود وارد سايت شويد. درصورتی كه هنوز عضو نشده ايد مي توانيد از قسمت عضويت در سايت ثبت نام كنيد. دوستان خود را از طريق قسمت دعوت سيستم در وب سايت دعوت كنيد تا آنها نيز از اين اجتماع مجازی لذت ببرند. لحظات خوشی را براي شما آرزومنديم.
ضمن تشکر بابت ارسال مطالب آموزنده جنابعالی من معتقدم به دلایلی که شما نیز اشاره فرمودین منطق نمیتواند تمام کننده خرید کردن یا نکردن در نظام حاکم بر بازار ایران باشد زیرا در این بازار سنتی کشور ما احساسات بیشترین حرف را در این مقوله میزند عامیانه میگویند مشتری عقلش به چشمش است پس ایتم های زیبائی و برخورد در همه فاکتورهای کالا , فوشگاه و فروشنده کاملا محسوس میباشد
1390/12/24 - 12:05خواهش میکنم.به واقع واقعیت های بازار با آنچه که حقیقت است و باید باشدتفاوت چشم گیری دارد.اگر برداشت های ما بر اساس وافعیت ها ی بازار باشد راحت تر میتوانیم بررسی وضعیت موجود کنیم.
1390/12/24 - 12:18گفتمان مشتری باید خودمانی تر و از منظر علم و تجربه باشد.من معتقدم می شود مشتری را کنترل کرد و به آن جهت داد...امروز زیبایی و احساس لوکس بودن به واقع مقاومت مشتریان را در برابر قیمت کمتر و کمتر می کند.
پس قبول دارین که بازار ایران بیشتر احساسیست تا منطقی ؟ اگر شرکتهای بزرگی همچون سامسونگ و ال جی در ایران موفق هستند چون در کنار واحد طراحی گروهی جامعه شناس نیز با آتها همکاری میکند و مصرف کننده ایرانی و یا هر بازراری رو انالیز میکنن و به تناسب ان محصول تولید میکنند البته ناگفته نماند کار بزرگ امکانات بزرگ میخواهد بعنوان مثال اگر به امریکا میگویند ابرقدرت به دلیل مسائل نظامی تنها نیست چون تمام ارکان ان از جمله فرهنگی ,اقتصادی, علمی , اجتماعی , ورزشی و ..... همه با هم رشد کرده ولی متاسفانه در کشور ما یک پای قضیه همیشه میلنگه و عمومان رو چند ایتم تمرکز دارند البته در بخش تولید و عرضه که کاملا محسوس و غیر قابل انکاره . بسته بندی خوبه ولی شو روم در اختیار شبکه توضیع نمیگذلرن . یا خدمات پس از فروش ندارن و یا وجه تمایز در مقابل رقبا در اختیار فروش نمیگذارند در هر صورت باید دید یوزر های کالا و خدمات رو از چه زاویه ای متوان اشتیاق به خرید داد در واقع شاید بتوان گفت بازار یابی جودوئی هم کار ساز تر باشه البته منو ببخشید نظرم رو گفتم وگر نه در محضر شما و اساتید درس پس میدهم
1390/12/24 - 12:30