Fink
Fink
برای مشاركت در سایت بهتر است وارد سایت شوید و یا ثبت نام کنید
Fink
 

Show/Hide Toggle

    Fink  

یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

Fink
 
 
در اندیشه تحول : مشکل ما این نیست که نمی توانیم به اندازه کافی ایده های نو ابداع کنیم ، مشکل ما این است که نمی توانیم از دست ایده های کهنه رها شویم .

مشخصات

موارد دیگر
مشخصات مریم اخترشناس
پست 20 پست
جنسیت زن
مکان: تهران

دنبال‌کنندگان

(87 کاربر)
مریم اخترشناس
worker_ant-300x224.jpg مریم اخترشناس
مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش را شروع می‌کردبا خوشحالی به میزان زیادی محصول تولید می‌کرد رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود،استخدام کرد اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت شیر از گزارشات سوسک لذت می‌برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید را توصیف می‌کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند او می‌توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می‌داد استفاده کند بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود، از این حذ افراطی کاغذ بازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می‌داد متنفر بود شیر به این نتیجه رسید که زم
2 دیدگاه
در داستان هاي بازاريابي 2 امتیاز + / 1 امتیاز - 1390/04/30 - 22:08
مریم اخترشناس
مریم اخترشناس
ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند. پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه! {-14-}کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!! و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!! مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت... کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟! معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم... اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم
7 دیدگاه
در داستان هاي بازاريابي 1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1390/04/27 - 16:56
مریم اخترشناس
download.htm مریم اخترشناس
قانون سگ:سگي شما رو دنبال کرده و شما فقط يه قرص نان داريد، اگر کل نان را جلوش بندازيد، زود مي‌خوردش و بعدش به شما حمله مي‌کنه، پس بهترين کار اينه که نان را تکه تکه بهش بدين تا زماني که به جاي امني برسيد. مثلا مي‌دانيد که طرح يک پروژه يک ماه طول مي‌کشه، اما اگر به کارفرما بگوييد يک ماه، شاکي ميشه و فحش ميده، شايدم رفت و کار را داد به يکي ديگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحويل مي‌دهيد. مثلا هفته اول سايت پلان، به همراه پلان اوليه، هفته دوم پلان نهايي و الا آخر! اينطوري طرف شاکي نميشه که هيچ، کلي هم ذوق مي‌کنه که تو جريان پيشرفت کار قرار داشته!
6 دیدگاه
2 امتیاز + / 0 امتیاز - 1390/04/18 - 09:38
مریم اخترشناس
gav.htm مریم اخترشناس
چند قانون کاربردي قانون گاو :گاو سرشو مي‌اندازه پايين و کار خودشو انجام ميده، کاري نداره کسي چي ميگه! از شاخش هم استفاده نمي‌کنه، چون بهترين شاخ زن‌ها رفتن توي ميدان گاو بازي و نابود شدند. براي مثال شما قصد داري به عيادت کسي در بيمارستان بري، بهترين راه اينه که راه خودت را بگيري و مستقيم وارد بخش بشي و به کسي هم توجه نکني، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسي که "الان ساعت ملاقات هست؟" يا اين که "مي‌تونم برم تو؟" اگر هيچ مشکلي هم وجود نداشته باشه، نگهبانه براي اينکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را مي‌گيره. اين قانون در جاهايي که قوانين مسخره و دست و پا گير داره هم کاربرد داره، يعني خيلي موانع قانوني (يا بهتر بگم سنگ اندازي‌ها) در مرحله آغازين کارها بيشتر جلوه مي‌کنند، وقتي شما بي‌توجه به همه‌ آنها کارت را آغاز کردي، اکثر آنها خود به خود کنار مي‌روند يا افراد مجبور ميشن خودشونو با شما وفق بدن. در کل اين قانون (قضيه) در جوامعي مثل جامعه ايران که فضولي در کار ديگران امري پسنديده‌اي محسوب مي‌شود بسيار کاربرد دارد
4 دیدگاه
1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1390/04/17 - 11:20
مریم اخترشناس
مریم اخترشناس
روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند. روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!". مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد.... سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد. روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری د
13 دیدگاه
در داستان هاي بازاريابي 3 امتیاز + / 0 امتیاز - 1390/04/6 - 15:39
مریم اخترشناس
customer-service.jpg مریم اخترشناس
مشتری مداری یا تابلو مداری . . . ؟ دکتر ویگیل چند روز پیش رفت پاساژ معروفی که معمولا برای خرید میره و لباس هایی که نیاز داشت و خرید ، امروز صبح آخرین جلسه کلاس مشتری مداریش بود که یه 2 ماهیه شروع شده . . .پس تصمیم گرفت ، برای آخرین جلسه لباس های نو بپوشه و با همه دانشجو ها یه عکس یادگاری بندازن . تی شرت آبی که خریده بود و از بسته خارج کرد و پوشید ، اوه ، یکم تنگه ، ظاهرا سایز بندی این لباس با بقیه لباس ها فرق داره . . . در آورد و تی شرت بعدی رو تنش کرد ، خوبه ، این یکی کاملا اندازس و مشکلی نداره . . . دکتر آماده شد و اون تی شرتی که تنگ بود رو هم برداشت که موقع رفتن به کلاس بره و سایز بزرگتر این لباس رو بگیره . ویگیل : سلام آقای مغازه ، سلام آقا ، صبح شما بخیر . . . ویگیل : ممنونم ، صبح شما هم بخیر ، من این تی شرت را چند روز پیش خریداری کردم ، اما ظاهرا سایزبندی آن با بقیه تی شرت ها متفاوته ، و اندازه من نیست ، می خواستم سایز بزرگتر آنرا بگیرم . متاسفانه سایز بزرگتر اون رو تموم کردیم و فکر نمی کنم دیگه بیاریم ویگیل : اوه ، پس ممنون می شم ، این تی شرت ، من ماه آینده دوباره مراجعه می کندک
مریم اخترشناس
112422_BNfhZFyb.jpg مریم اخترشناس
ترجمه نام تجاری درست نیست. مشغول تماشای تبليغات تلويزيون بودم که تبلیغ بانک گردشگری توجه ام را به خود جلب کرد آنجا که در ارایه انگلیسی آن آمده بود " TOURISM BANK " این دومین بار بود که بانکی چنین اشتباهی را مرتکب می شود . پیش از این نیز بانک شهر در ترجمه نام تجاری خود آورده بود " City bank " . این شکل از انتخاب نام تجاری معمول نبوده و از نظر صاحبنظران درست نیست . بانکهای برتر دنیا که در کشورهای مختلف فعالیت می کنند برند خود را ترجمه نمی کنند . نام و نشان تجاری یکی از دارایی های نامشهود بانک است . دارایی که اجرای استراتژیهای بلند مدت را حمایت و امکان پذیر می سازد . نام تجاری مهمترین عنصر آمیخته نام و نشان تجاری است . تمامی عناصر شناخته شده آمیخته های بازاریابی چون بسته بندی ، محصولات ، قیمت ، فرآیندها و ... همه تغییر خواهند کرد اما آنچه امید است پایدار و ثابت مانده و تغییر نکند نام تجاری است . پس باید در انتخاب و به کارگیری آن تلاش بسیار کرد تا نارسایی هایی که بدان اندیشیده نشده است ما را مجبور به تغییر نام و نشان تجاری نکند . از سوی دیگر هویت یک
مریم اخترشناس
2.jpg مریم اخترشناس
نتايج تازه ترين نظرسنجي بانك مركزي(خيلي جالبه)
1 دیدگاه
در بازاريابي خدمات بانكی 1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1390/01/29 - 11:40
مریم اخترشناس
saderbank.jpg مریم اخترشناس
با اجازه آقاي دكتر حداديان {-35-}با توجه به شلوغی شعب در پایان سال باز مفهوم مدیریت انتظار زمان انتظار مشتریان موضوعیت می یابد . برای مدیریت این رخداد 10 اصل زیر را مدنظر داشته باشیم : اصل 1)- زمانی را که افراد بدون انجام کاری سپری می کنند ، طولانی تر از زمانی است که مشغول به کاری هستند . اصل 2)- زمان انتظار قبل و بعد از دریافت خدمت، طولانی تر از زمان دریافت خدمت به نظر می رسد . پس تمرکز ما بر این دو زمان است . اصل 3)- اظطراب و نگرانی باعث می شود تا زمان انتظار طولانی تر به نظر برسد . اصل 4)- انتظارهای نا مشخص و نا معلوم نسبت به انتظارهای معلوم و محدود طولانی تر است . اصل 5)- انتظارهایی که دلیل آن بیان نشده باشد نسبت به انتظارهایی که دلیل آن بیان شده است طولانی تر هستند . اصل 6)- انتظارهای نا عادلانه طولانی تر از انتظار عادلانه اند . اصل 7-)- هر چه خدمت ارزشمند تر باشد افراد مدت زمان طولانی تری را به انتظار می مانند . اصل 8)- زمان انتظار وقتی کاربران بی توجه یا کم کارند طولانی تر به نظر می رسد اصل 9 )– انتظار در شرایط نامطلوب فیزیکی طولانی تر از شرایط مطلوب است . اصل 10)- انتظاری که بر
مریم اخترشناس
topp.jpg مریم اخترشناس
بدون شرح
4 دیدگاه
1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1389/12/18 - 10:19
مریم اخترشناس
ShowImage.aspx.jpg مریم اخترشناس
اين داستان را از یکی از همکلاسی های دوره مدیریت اجرایی که مدیر یکی از شرکتهای تولید کننده خودرو در ایران است نقل می کنیم . ایشان نقل می کرد که در سالهای اولیه ورود و فروش خودرویی که ما نماینده مونتاژ و فروش آن هستیم پس از فروش یکی از خودروها یکی از مشتریان با من تماس گرفت و تقاضای دیدار و مقالات حضوری کرد . در این ملاقات او مطرح کرد که اگرچه از کیفیت خودروی خریداری شده رضایت دارد اما احساس می کند پولی که برای خرید آن پرداخت کرده بسیار بالاتر از انتظار اوست . تلاشهای اقای مدیر هم برای توجیه مشتری بی نتیجه ماند و او همچنان خواستار ارجاع خودرو بود . این احساس اجحاف از بابت گران خریدن خودرو چنان بر او غالب بود که حاضر بود خسارت های این انتخاب را پرداخت کرده اما شرکت این خودرو را از او پس بگیرد . مدیر داستان ما نقل می کرد که با تقاضای او موافقت کرده و خودرو را بدون هیچ هزینه ای از او پس گرفتیم . سالها گذشت و در سال 1387 با یکی از بانکهای بزرگ کشور وارد مذاکره شدیم تا جوایز حساب های قرض الحسنه این بانک یکی از جدیدترین خودروهای ما قرار گیرد . خوشبختانه این مذاکره به فرجام رسید و 1380 دستگاه ا
4 دیدگاه
در داستان هاي بازاريابي 3 امتیاز + / 0 امتیاز - 1389/12/17 - 12:33
مریم اخترشناس
مریم اخترشناس
ادامه داستان كشاورز: همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقه‌هاي بهترين غله را برايش به ارمغان مي‌آورد. گاهي اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كيفيت و سطح آنها، كاري كنيم كه از تأثيرات منفي آنها در امان باشيم.
1 دیدگاه
در داستان هاي بازاريابي 2 امتیاز + / 0 امتیاز - 1389/12/14 - 11:37
مریم اخترشناس
100922814695.jpg مریم اخترشناس
يكي از كشاورزان منطقه اي، هميشه در مسابقه‌ها، جايزه بهترين غله را به ‌دست مي‌آورد و به ‌عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقيتش را بدانند. به همين دليل، او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند. پس از مدتي جستجو، سرانجام با نكته‌ عجيب و جالبي روبرو شدند. اين كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترين بذرهايش را به همسايگانش مي‌داد و آنان را از اين نظر تأمين مي‌كرد. بنابراين، همسايگان او مي‌بايست برنده‌ مسابقه‌ها مي‌شدند نه خود او! كنجكاويشان بيش‌تر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند. كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه‌ ديگر مي‌برد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان مي‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌هاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصول‌هاي مرا خراب نكند!» همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقه‌هاي بهترين غ
مریم اخترشناس
112422_qslz9sHt.jpg مریم اخترشناس
اینم ادامه شعار بانک های ایرانی
7 دیدگاه
در يك شعار تبليغاتی خوب 2 امتیاز + / 0 امتیاز - 1389/12/8 - 19:48
مریم اخترشناس
112422_ZkgFJ4tq.jpg مریم اخترشناس
سلام. با اجازه آقای دکتر حدادیان، می خواستم در مورد شعار بانک های ایرانی با هم صحبت کنیم و اینکه شعار مناسب برای بانکها باید چه خصوصیاتی داشته باشد: نکاتی در خصوص شعارهای بانکی * امروزه شرکتها برای حضور همیشگی در ذهن مشتریان و یادآوری رسالت و فلسفه وجودی خود به مشتریان و کارکنانشان دست به انتخاب شعارهای تبلیغاتی می زنند . * شعار تبلیغاتی انتخاب شده در کنار نام تجاری و لوگوی شرکت می تواند نقش بسیار مهمی در جایگاه یابی و یاداوری نام شرکت بازی کند . * علاوه بر این ، شعارهای تبلیغاتی بیانگر اهداف و نگاه شرکت نیز هستند . * در حقیقت شعار تبلیغاتی مختصرترین و ظریف ترین شکل از بزرگ ترین ادعای یک شرکت است . * این چنین است که یک شعار تبلیغاتی خوب باید چیزی باشد که از نظر ترغیب مشتریان احتمالی و افزایش فروش ارزش تکرار کردن و از نظر مخاطب ارزش چند بار شنیدن، به خاطر سپردن و به یاد آوردن را داشته باشد . * در واقع شعار تبلیغاتی چکیده ای است از دیدگاه استراتژیک شرکت ، رسالت و ماموریت او و برنامه تبلیغاتی شرکت که خود بر اساس تحقیقات بازاریابی تدوین شده است. *
3 دیدگاه
در يك شعار تبليغاتی خوب 1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1389/12/8 - 18:34
صفحات: 1 2
 
Ume

 

اين وب سايت توسط جديدترين سامانه اجتماعات مجازی طراحی شده است. عضويت در اين سيستم برای همه رايگان و آزاد است. شما مي توانيد با عضويت در اين سيستم عقايد و احساساتتان را با ديگران به اشتراك بگذاريد، ديگران را دنبال كنيد، گروه تشكيل دهيد و دوستانتان را به گروه خود دعوت كنيد. برای استفاده از امكانات وب سايت بهتر است با نام كاربری و رمزعبور خود وارد سايت شويد. درصورتی كه هنوز عضو نشده ايد مي توانيد از قسمت عضويت در سايت ثبت نام كنيد. دوستان خود را از طريق قسمت دعوت سيستم در وب سايت دعوت كنيد تا آنها نيز از اين اجتماع مجازی لذت ببرند. لحظات خوشی را براي شما آرزومنديم.
 
Ume