بازاریابی چریکی نوعی روش بازاریابی است که برای کسب و کارهای کوچک طراحی شده. کم بودن هزینه ها ، تاکتیک های غیر معمول و مباحث عامه فهم از خصوصیات آن هستند.
شاید این کار کمی غیر اخلاقی به نظر برسه اما فکر نمی کنم اعتماد به فروشندگان از بین بره. چون ایجاد شایعه هیچ وقت به فروشنده بر نمی گرده بلکه به رسانه ها و ...... نسبت داده میشه
یه مثال برای بازاریابی چریکی شرکت مک ماکارون هست!!! با اون تبلیغ بیادموندنی *والدیگرانو* خیلی سریع جایگاهی توی مغازه ها و چه بسا توی سبدخرید خانوار قرار گرفت، البته توضیح بدم که مک ماکارون زمان زیادی نیست که شروع به فعالیت کرده است!
دوستان!!! این گروه(بازاریابی چریکی) ، چند وقته آپدیت نشده یه نگاهی بهش بندازید،، گروه خیلی جنجالیی میتونه باشه و پرهیحان!!! البته من سعی میکنم ادامه بدم و شما کمکم کنید!!!
یک یا چند روش مختلف وابسته به توان و برامه های شما می تواند برای این هدف اتخاذ شود و البته روش ها محدود به آنچه در اینجا قید می کنم نیست: استفاده از فرم های نظر سنجی در ازاء تخفیف فرم های شرکت در قرعه کشی ( یادم آمد ده ها روش آنرا در بلاگ خودم نوشته ام! ) استفاده از گروه های نمونه گروه های نمونه بطور خلاصه انتخاب تعدادی از افراد با شرایط های مختلف در بازه مخاطبین هدف هستند که بطور داوطلبانه حاضر به پاسخگوئی و همکاری با بخش جمع آوری اطلاعات کمپین بازاریابی هستند. اینکه چه منافعی مادی یا معنوی از این کار عاید ایشان می گردد وابسته به تصمیم شماست ولی گروه های نمونه می توانند اطلاعات قیمتی و بی نظیری را در اختیار شما قرار دهند و البته در صورت تصمیم گیری به استفاده از آنها به خاطر داشته باشید که ملاحظاتی در استفاده از آنها وجود دارد که حتما باید رعایت گردند. در نهایت این انتهای بحث جمع آوری اطلاعات در کمپین بازاریابی چریکی خواهد بود. نظر شما در این رابطه چیست؟
salam Mr hadi
be nazar karbar faali miay
man tu zamine khadamat sakhteman faaliyat mikonam (takhrib va gudbardari).idei tu zamine peyda kardan moshtari ya forosh dari?
ba tashakor az shoma
omidvaram sali por az shadmani dashte bashid
M.H.Kia
مسیر تهیه کالای ما در مخاطبین هدف از چه طریقی است؟ ( بقالی ها ، سوپر مارکت ها ، عرضه مستقیم ها و ... ) ، در صورت نوسان قیمت چه تغییری در الگوی مصرف مخاطب هدف ما پدیدار می گردد؟ ، میزان خرید مخاطب هدف ما به چه مقداری است و ... بطور کلی اطلاعاتی که بطور خاص و مستقیما باید از مخاطبین هدف تهیه گردند. خوب مخاطبین هدف هم البته به سادگی و بطور خودمانی " به خاطر هیچی" اطلاعات وضعیت خصوصی خود را در اختیار ما قرار نمی دهند. پس در این حیطه باید برای جمع آوری این اطلاعات نیز استراتژی اتخاذ گردد.
مثلا در مناطقی که دسترسی ساده تری به گوشت شتر وجود دارد مصرف بالاتر است یا مناطقی که عمده تمرکز دامداری بروی گوسفند یا دیگر احشام نیازمند به آب بیشتر. خوب پس بنا بر این تا اینجا دو مسیر اطلاعاتی یابی برای کمپین بازاریابی ما ایجاد می گردد: جمع آوری اطلاعات آمار گیری شده و تدوین برنامه ائی برای آمارگیری از داده های مورد نیاز آماری آمارگیری نشده. خوب علاوه بر این ها اطلاعاتی نیز وجود دارند که معمولا نمی توان انتظار دستیابی به آنها را از طریق سیستم های آماری داشت و بیشتر جنبه خصوصی در مخاطبین هدف را پیدا می کند: محصول ما در سبد کدام وعده غذائی مخاطبین ما قرار می گیرد؟ ذائقه مخاطبین ما بیشتر بروی مصرف خالص متمرکز است یا مصرف در مجموعه های غذائی ( مانند املت ، خاگینه ، کیک و ... ) مخاطبین ما تا چه حد به ظاهر بسته بندی محصولات ما اهمیت می دهند؟ سلیقه مخاطبین بیشتر به سمت تخم مرغ صنعتی ساده جلب می گردد یا تخم مرغ بومی ( می توان حتی به این فکر کرد که چگونه خط تولید را به سمت تولید تخم مرغ بومی سوق داد! این هم دقیقا از وظایف بخش بازاریابی در بازاریابی چریکی است!)
خوب اجازه بدید یک مثال پیاده سازی کنیم تا مطلب یک مقداری روشنتر بشه اگر ما صاحب یک مرغداری باشیم و بخوایم وارد رقابت با کارخانه جات تولید تخم مرغ کشور بشیم در بحث جمع آوری اطلاعات چه مواردی باید برای تهیه فهرست بشن؟ خوب اطلاعات آماری زیادی رو می شه از مراجع جمع آوری داده بدست آورد: میزان مصرف کل کشور ، میزان تولید کل کشور ، میزان نفوذ ( کدام استان به چه مقدار مصرف می کنند! ) تعداد تولید کنندگان رسمی ، آمار تقریبی تولید کنندگان غیر رسمی ، نرخ مصرف در تواتر سالیانه ( در هر فصل و ماه این مصرف کاهش یا افزایش می یابد ) سهم هر کدام از رقبا از بازار ، مراکز پخش و توزیع و اطلاعاتی از این دست که به طور کلی و آماری مسیری برای اهداف کلی استراتژی بازاریابی ما مشخص می کنند. در این میان داده های آماری هم وجود دارند که موسسات آمار در ایران به آنها خیلی توجه نمی کنند مانند اینکه: مصرف روستا نشینان در مقایسه با شهر نشینان بیشتر است یا کمتر و این الگو در مناطق مختلف آب و هوائی به چه شکلی تعقیب می شود و یا ارتباطاتی که بین دیگر منابع پروتئینی در رژیم غذائی کشور با تخم مرغ و و نحوه پراکندگی آن وجود دارد
گفتید مرغداری چند روزی هست که یه بیماری افتاده به جون مرغها هنوز هم کسی نفهمیده که چه دردییه خلاصه هر روز داریم 800-900 عدد تلفات میدیم . مگر خدا خودش کمک کنه وگرنه اینجوری که داره پیش میره تا چند روز دیگه کلا سالن خالی میشه . خواهش می کنم برامون دعا کنید
در پست قبلی قرار شد بگم چرا من سرور کلینیک بازاریابی رو از آلمان دوباره به سرور خودمون در امریکا برگردوندم. حقیقت اینه که در بحث قیمت، که تعریف شد کلیه هزینه هایی که مشتری برای بدت آوردن کالا باید بپردازد، مشتری 3 تا هزینه پرداخت می کنه: هزینه مالی - هزینه زمانی - هزینه روانی. پولی که مشتری پرداخت می کنه و مدت زمانی رو که باید صرف کنه تا محصول رو بدست بیاره و استرس هایی که بهش وارد میشه. اما و اگر هایی که تو ذهنش می پرورونه. خوب با استناد به این تئوری رفتار خودم رو تحلیل می کنم. چند روز پیش به پیشنهاد یکی از دوستان قرار شد از شرکت هتزنر آلمان سرور خریداری کنم و کلینیک بازاریابی رو به اون سرور منتقل کنم. تفاوت فقط در سرعت بود. چون کلینیک فشار زیادی به سرور ما در امریکا وارد می کنه و طبق بررسی های فنی قانع شدم سرور هتزنر سرعتش از سرور من بالاتره و با توجه به بعد مسافت ایران با آلمان، بد نیست سرور رو منتقل کنیم(کیفیت محصول). سوالی که در ذهن من مطرح میشد این بود که آیا امنیت سرور به دستی تامین میشه؟ (هزینه روانی). با توجه به توضیحات شرکت رابط ثابت شد که امنیت بسیار بالایی رو میتونن تامین..
کنند. (پس هزینه روانی من رو کاهش دادند). ما با توجه به کیفیت محصول و هزینه روانی پایینی که این محصول داشت قانع شدیم تا این کار رو انجام بدیم و حاظر شدیم 3 برابر بیشتر از تعرفه نرمال پول بدیم (هزینه مالی بیشتر در برابر هزینه روانی کمتر). اما در همان روز های اول برای رسیدگی به مشکلات فنی وقتی درخواستی از طرف ما صادر میشد بین 10 تا 22 ساعت طول می کشید تا اونها به ما جواب بدند (هزینه زمانی بالا) و این در حالی بود که انتظار میره یک شرکت خوب در کمتر از 1 ساعت پاسخگو باشه. به همین دلیل چون هزینه زمانی این محصول بالا بود، علی الرغم کیفیت بالاتر (سرعت بالای سرور) ما سرویس رو پس دادیم. از این داستان میشه نتیجه گرفت. بک بازاریاب چریک میتونه هزینه روانی و یا زمانی مشتری رو کاهش بده و در عوض هزینه مالی بیشتری رو مطالبه کنه و فروش خوبی هم داشته باشه. خود شما تا حالا چند بار نون بسته بندی رو به 3-4 برابر قیمت خریدید؟ چرا؟
درود بر شما و عذرخواهی از تاخیر. بازاریاب چریک کسیه که صرفا منابع یک سازمان بزرگ رو نداره اما با تکنیک های ریز میتونه بسیار جسورانه و قوی عمل کنه. فراموش نکنید که موفقیت گاهی اوقات حاصل تغیرات بسیار کوچکه. راستی حالا که به این موضوع علاقمندید بد نیست در گروه بازاریابی چریکی عضو شوید
آنچه از مطلب قبلی بجا ماند: اطلاعات در دو زمینه قابل جمع آوری هستند: اطلاعات آماری و اطلاعات فردی. اطلاعات آماری در مدیریت بازاریابی و تدوین مسیرها و چرخش های پروسه بازاریابی در کسب و کارها و نهایتا تصمیم گیری های سطح بالا نقش مهمی ایفا می کنند. لینک پیوست ارسال قبلی مربوط به مقاله ائی در بلاگ من با عنوان "تاثیر شبکه های اجتماعی در بازاریابی چریکی" درباره آزمایش هائی در همین راستا است. بر عکس آن دسته ، اطلاعات فردی مخاطبین هدف را می توان بنوعی نقاط اتصال کمپین بازاریابی با مخاطبین و ابزار تداوم ارتباط کمپین با مشتری دانست. هر دوی این اطلاعات برای یک کمپین بازاریابی چریکی موفق ، حیاتی و مهم هستند. به نظر من بخش جمع آوری اطلاعات در بازاریابی چریکی مهمترین قسمت آن بشمار می رود و از روی حجم و میزان آن ، می توان بسادگی موفقیت یا شکست یک کمپین را پیشگوئی نمود. هر دوی این بخش های جمع آوری اطلاعات باید بطور موازی و در کنار هم صورت گیرند و در هر کمپین بازاریابی موفق ، باید قسمتی از توان بازاریابی بابت این جمع آوری اطلاعات هزینه گردند
هاکوپیان مثال بسیار عالی هست جناب استاد. خوب بعضی وقت ها گسترش این بازه می تونه ابزارهای بازاریابی جدی و جدیدی رو فعال کنه! مثلا اگه هاکوپیان تاریخ ازدواج مشتریان خودش رو هم داشته باشه و برای اونروز خاص در زندگی یک مشتری ، برای مشتری هاش هدیه ائی مانند یک کراوات یا دستمال گردن ارسال کنه و یک تخفیف پورسانتی هم برای خرید در اونروز در نظر بگیره ، البته ابزار جدیدی رو به ابزارهای بازاریابیش اضافه کرده و یا مثلا در مورد کسب و کار جناب عدالت ، دونستن جنس علاقمندی های مخاطبین هدف می تونه اسباب ارتباطات معرفی نامه ائی رو در کسب و کار ایشون فعال کنه و در واقع ایشون رو تبدیل به مرجع در بین مخاطبین هدفشون بکنه. اصولا بهتره اینگونه به مطلب نگاه کنیم که هر چه بازه اطلاعات شما در باره مخاطبین هدفتان وسیعتر باشد ، فرصت های بازاریابی بیشتری در اختیار شما قرار خواهد گرفت. این جمع آوری اطلاعات البته باید خصوصیات خاص خودش را هم داشته باشد. مثلا صورت دبانه و محترمانه داشته باشد و حالت جاسوسی به خود نگیرد ( به هر حال همیشه عده ائی از مخاطبین هدف شما هستند که مایل به پخش اطلاعات شخصی شان نیستند) ! مشخ
قبلا در مورد الگوی 4 پی توضیح داده بودم که طبق نظر آقای مک کارتی چهار پایه اساسی در سیستم هر تجارت عبارتند از محصول - قیمت - توزیع - ترفیع (Product - price - place - promotion) و امروز می خوام در مورد دومین پایه بازاریابی توجه شما رو به نکته مهمی جلب کنم. اساسا وقتی از قیمت حرف می زنیم توی ذهن همه ما پول و هزینه مالی که مشتری برای به دست آوردن محصول ما از دست میده نقش می بنده. اما به راستی قیمت فقط شامل هزینه مالی میشه؟ پاسخ سوالم رو بدید تا بهتون بگم چرا من سرور کلینیک بازاریابی رو از آلمان دوباره به سرور خودمون در امریکا برگردوندم
خوب زمان معمولا هزینه سنگین تری توی بازاریابی های پارتیزانی به حساب میاد ، اعتبار نزد مشتریان ، میزان شناخت بازار از کمپین ، توان روحی پرسنل ( این یکی یه اسم علمی توی کتابای دانشگاهی داره که یادم رفته!!! ) ، جایگاه رقابتی در بازار ، فرصت های موج مانند گذرا در بازار و بطور کلی امتیازاتی از این دست که می توانند در موفقیت یا شکست یک کمپین بازاریابی موثر باشند هم باید جزء هزینه های بازاریابی لحاظ گردند. در تعریف ، بازاریابی چریکی مبتنی بر سرمایه های غیر مادی کسب و کار شکل می گیرد.
مشخصه هایی که بتونه ما رو در هدایت مشتری به خرید و بعد از خرید در نگهداشت و ارتباط مستمر و در نهایت خرید بعدی و دوباره خرید بعی و ...... یاری کنه. مثلا در هاکوپیان علاه بر اطلاعات معمولی مشتری مثل نام و آدرس و شماره تلفن و غیره، سایز لباس مشتری و در بیزنس من ایمیل مشتری و در بزنس دیگری سطح دانش مشتری و یا تاریخ تولد و ازدواج و..... درست درس پس میدم استاد؟
یکی از مهمترین بخش های بازاریابی چریکی جمع آوری اطلاعات از مخاطبین هدف است. بطور مشخص هر چه این اطلاعات دقیقتر و ظریفتر باشند نتایج درخشانتری را در کمپین بازاریابی پارتیزانی به بار خواهند آورد. یکی از سئوال هائی که به نظر من هر بازاریاب چریک باید روی کاغذ ( و نه ابزار متنی رایانه ائی!!! ) برای خود بنویسد و جواب های واضح و قابل اعتمادی برای آن بیابد این است که: من برای کمپین بازاریابی خودم از مسیر یا مسیرهائی اطلاعات جمع آوری می کنم و این اطلاعات تا چه حد دقیق و واضح هستند؟ جواب این سئوال ( یا سئوالات ) به نظر من می تواند بطور مشخصی بیان کننده دقت و میزان موفقیت یک کمپین باشد!
اين وب سايت توسط جديدترين سامانه اجتماعات مجازی طراحی شده است. عضويت در اين سيستم برای همه رايگان و آزاد است. شما مي توانيد با عضويت در اين سيستم عقايد و احساساتتان را با ديگران به اشتراك بگذاريد، ديگران را دنبال كنيد، گروه تشكيل دهيد و دوستانتان را به گروه خود دعوت كنيد. برای استفاده از امكانات وب سايت بهتر است با نام كاربری و رمزعبور خود وارد سايت شويد. درصورتی كه هنوز عضو نشده ايد مي توانيد از قسمت عضويت در سايت ثبت نام كنيد. دوستان خود را از طريق قسمت دعوت سيستم در وب سايت دعوت كنيد تا آنها نيز از اين اجتماع مجازی لذت ببرند. لحظات خوشی را براي شما آرزومنديم.
اوه راستی فراموشم شد تشکر کنم
1391/01/25 - 05:31شاید این کار کمی غیر اخلاقی به نظر برسه اما فکر نمی کنم اعتماد به فروشندگان از بین بره. چون ایجاد شایعه هیچ وقت به فروشنده بر نمی گرده بلکه به رسانه ها و ...... نسبت داده میشه
1391/01/25 - 10:21تا حدی با شما موافقم @رضا
1391/01/26 - 10:39چرا تا حدی؟
1391/01/26 - 11:27اجازه بدید ادامه بحث رو در سایت جدید دنبال کنیم. بحث رو در سایت جدید مطرح کنید لطفا
1391/01/28 - 03:11